ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
212
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ميشدند ) خارج شود و در پيرامون رودها نزديك مرزهاى عرب و عجم در حال تاخت و تاز و غارت و شبيخون پراكنده و دسته دسته نبرد كنند و نيز دو قبيله ربيعه و مضر را خواه و ناخواه برضا يا اكراه با خود همراه كند و دليران آن دو قبيله را برگزيده بجنگ ايرانيان وادار نمايد كه ملت عرب را بجنگ ملت عجم تشجيع كند اكنون ايرانيان جدا بر نبرد تصميم گرفتهاند بايد اعراب هم جد و جهد كنند ( جنگ دو نژاد ) مردم ( مسلمين ) در جل و شراف تا محل غضى نزديك بصره و در سلمان ( به همين نام تا كنون معروف است ) اقامت نمودند كه بعضى بعض ديگر را يارى كنند ( بهم نزديك باشند تا مدد برسانند ) . اين وقايع در تاريخ ذى القعده سنه سيزده ( هجرى ) بود . عمر هم در ماه ذى الحجة كه قصد حج را نموده بود در همان سفر نمايندگان و مبلغين و عمال خود را همه جا فرستاد كه هر كه داراى نيرو و استعداد و سلاح و اسب باشد يا هر كه خردمند و صاحب فكر و راى و اعتبار باشد براى جنگ ايران دعوت و تجهيز نمايند . كسانى كه در نيمه راه عراق و مدينه اقامت داشتند هنگامى كه او از سفر حج مراجعت كرد نزد او در مدينه رفته آمادگى خويش را اعلام داشتند آنانى كه بعراق نزديكتر بودند از محل خود نزد مثنى بن حارثه رفته در سپاه او منتظم شدند . اعراب از هر سو براى يارى و مددكارى نزد عمر رفتند . عمر بن الخطاب در اين سال حج نمود و بعد از آن هم همه ساله حج مىكرد . عامل مكه از طرف عمر در همين سال عتاب بن اسيد بود بگفته بعضى از مورخين عامل طائف هم عثمان بن ابى العاص بود . حاكم يمن يعلى بن منيه و در عمان و يمامه حذيفه بن محصن و در بحرين علاء بن حضرمى و والى شام ابو عبيده بن جراح و در پيرامون كوفه ( هنوز كوفه ساخته نشده بود ) همچنين سرزمين فتح شده مثنى بن حارثه بودند . قضا ( داورى ) بطوريكه روايت شده به عهده على بن ابى طالب بود . در همين سال ابو كبشه مولى ( غلام ) پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم درگذشت گفته شده بعد از